|
حسين دهشيار
بسياري از كشورهاي تحت سلطه مستقيم استعمارگران در دوران استعمار كه اكثراً در آفريقا متمركز بوده اند، شرايطي را رقم زدهاند و اوضاعي را بوجود آوردهاند كه كشورهاي غربي را كه نقش استعمارگر را براي سدهها ايفا كردند در جايگاهي متمايز قرار داده است. انگلستان كه براي دهههاي متمادي نقض حقوق طبيعي و اوليه سياهپوستان را بوسيله رژيم سفيد پوست يان اسميت ناديده انگاشت و آمريكا كه در طي دوراني طولاني ناديده انگاشتن ابتداييترين جنبههاي انساني حيات را براي سياهپوستان بوسيله رژيم سفيد پوست حاكم در آفريقاي جنوبي سياست خود قرار داده بود، امروزه در آفريقا به علت نقد خود از كيفيت حيات در مستعمره سابق غرب از اعتباري فزاينده برخودار هستند. انگلستان به همراه آمريكا وجاهت اخلاقي پيدا كردهاند و از جايگاه معلم اخلاق به دادن درس به انقلابي و استعمار ستيز سابق مشغول هستند. چه حقارتي از اين بالاتر كه استعمارگران سابق به دليل انسان ستيزي انقلابيون پوشالي به جايگاه رفيع معلم اخلاق صعود كنند. چرا چنين گشته است؟
«زيمباوه مال من است و تنها خدا ميتواند مرا از قدرت خلع كند.» اين سخناني است كه رابرت موگابه رهبر كشور آفريقايي زيمباوه در رابطه با فشارهاي داخلي، نقدهاي منطقهاي و اتهامات بينالمللي بالاخص كشورهاي آمريكا و انگلستان بيان داشته است. نگاهي كه انقلابي و استعمار ستيز دهههاي سلطه انگلستان و حاكميت سفيد پوستان به نمايش ميگذارد به خوبي چرايي معضل و عمق مشكلات در كشور را تصوير ميكند. كشوري كه كمتر از سه دهه است كه استقلال سياسي را تجربه كرده به دلايل تاريخي و به لحاظ ويژگيهاي بومي كه دوران استعمار آنها را تشديد كرد در شرايطي قرار گرفته است كه كشوري كه به جهت فعاليتهاي استعماري فاقد وجاهت و اعتبار اخلاقي در سرزمين زيمباوه بوده است امروزه به لحاظ عملكرد غير انساني، غيرعقلاني و ناكارآمد رابرت موگابه از اين امكان و فرصت برخودار باشد كه در رأس بازيگراني قرار بگيرد كه از جايگاه اخلاقي خواهان دگرگوني وضعيت در مملكت شود، رئيس جمهور زيمباوه كه به علت مبارزات استعماري به قدرت سياسي دست يافت به مانند بسياري ديگر از همتايان خود در قاره سياه بيش از آنكه توجه خود را معطوف به گشايش قدرت در كشور نمايد از طريق حزب متبوعش زانو پي اف به تمركز قدرت شخص خود و حركت در جهت انسداد سياسي پرداخت. اين سياستها وجود زيرساختهاي ضعيف در حيطههاي اقتصادي و سياسي، الگوهاي حاكم فرهنگي مستعد انحصارگرايي و ناتواني را وجه مشخصه زيمباوه نموده است. او متوجه اين واقعيت نشد كه مبارزه انقلابي به ضرورت نيازمند تمركز رهبري و مديريت نظامي است در حالي كه اداره يك جامعه نيازمند نوسازي، طالب تقسيم قدرت و مديريت سياسي ميباشد. او و حزبش به دليل شخصيت اقتدارگرا و ذهنيت خود محور، به ظرفيتهاي متفاوت و متعدد در تمامي سطوح جامعه را فرصت تجلي ندارند و با انحصار قدرت اقتصادي و سياسي مانع سير طبيعي و اجتنابناپذير تحولات اجتماعي شدند. ناديده انگاري حقوق شهروندي بوسيله حكومت و تشديد معضلات اقتصادي و معضلات اجتماعي باعث شده است كه غرب به رهبري انگلستان و آمريكا بيشترين فشارها را به رابرت موگابه وارد آوردند تا سقوط او را از اريكه قدرت تحقق بخشند. منافع منطقهاي آمريكا و انگلستان در تعارض كامل با سياستهاي رهبر زيمباوه ميباشد و سقوط او محققاً به تقويت جايگاه اين كشورها در منطقه و تأثيرگذاري در شكل دادن به معادلات داخلي خواهد بود. رابرت موگابه با بسط خفقان سياسي در كشور اين فرصت را براي بازيگران مطرح غربي فراهم آورده است كه از موضع اخلاقي به چالش سياستهاي شكست خورده او بپردازند. بدنبال اختلافات برسر نتايج انتخابات رياست جمهوري كه در آن رابرت موگابه محققاً راي نياورد او در ماه سپتامبر با رقيب اصلاح طلب و غرب گراي خود مورگان چانگراي به علت فشارهاي منطقهاي و بالاخص نظرات رئيس جمهور سابق آفريقاي جنوبي امبكي بر سر شكل دادن به يك دولت و وحدت ملي موافقت كرد. اما بعداز مدتي به علت اينكه او خواهان حفظ پستهاي كليدي كابينه در دستان اعضاي حزب زانو پي اف شد مذاكرات با شكست مواجه شد و زيمباوه همچنان در گرداب بي ثباتي باقي ماند. بحراني شدن وضعيت اقتصادي كه به وضعيت متعارف در كشور تبديل شد در كنار مرگ بيش از يكهزار نفر به دليل گسترش بيماري وبا سبب شد كه حتي كشورهاي منطقه و افراد با نفوذ سياسي در كشورهاي همسايه اعلام كنند كه گريزي جز استعفا و يا مصالحه براي رابرت موگابه باقي نمانده است. اما او همچنان موجب دغدغه و نگراني غرب به رهبري آمريكا و انگلستان شده است در حاليكه شرايط جامعه به گونهاي نيست كه ترسيم شده است. مخالفان سياسي از قبيل مورگان چانگراي عروسك بازيگران اصلي استثمارگر يعني آمريكا و انگلستان هستند و او تا آخرين لحظه حيات در اريكه قدرت باقي خواهد ماند. اما اينكه دزموند توتو مبارز عليه آپارتايد و مذهبي ليبرال اعلام ميدارد كه در صورت عدم ترك قدرت از سوي رابرت موگابه براي دفاع از حقوق طبيعي مردم و ايجاد رفاه مردمي جز اين نيست كه از قدرت نظامي براي بركناري حاكم زيمباوه باقي نخواهد ماند. محققاً اين تفكر به طور ضمني به اين معناست كه غرب بايد به اين كار اقدام كند. شرايط به گونهاي رقم خورده است كه بوسيله مبارزان انقلابي آفريقا از استعمارگران سابق انتظار اقدام نظامي دارند. اين بسيار اندوهگين است كه سياهان فرشته نجات خود را اربابان سابق سفيد بيابند.
|