|
دکتر رحمن قهرمانپور
در آخرين تنش ديپلماتيك ايجاد شده ميان آنكارا و تل آويو، تركيه ورود هواپيماهاي نظامي اسراييل به حريم هوايي اين كشور را ممنوع كرد. دلايل پشت پرده بروز تنش هاي اخير ميان دو طرف معلوم نيست و همين امر حدس وگمان هايي را در ميان سياستمداران منطقه بوجود آورده است. برخي ها اقدامات تركيه را يك ژست ديپلماتيك براي امتيازگيري از اعراب و اسراييل بصورت همزمان مي دانند بي آنكه سياست هاي بنيادين تركيه نسبت به اسراييل تغيير كرده باشد. عده اي ديگر قايل به اين مي باشند كه حزب عدالت و توسعه (AKP) عامل اصلي تنش در روابط دو طرف مي باشد و دليل آن مواضع اسلام گرايانه رهبران اين حزب است. اما تحليل سومي كه در اينجا به تشريح آن مي پردازيم بر اين باور است كه از نظر ساختاري عوامل و دلايلي كه باعث نزديكي دو طرف به يكديگر در دهه 1990 شد تا حد قابل توجهي تضعيف شده و اهميت خود را از دست داده اند و اين تغيير بيشتر از آنكه به نفع اسراييل باشد به نفع تركيه بوده و لذا آنكارا به اين جمع بندي رسيده است كه در شرايط جديد بيشتر از آنكه تركيه نيازمند اسراييل باشد، اين تل آويو است كه به آنكارا نياز دارد. هرچند رويكرد رهبران حزب AKP نيز اهميت دارد اما بايد توجه داشت از سال 2002 اين حزب بر سركار است حال آنكه تنش ديپلماتيك ميان تركيه و اسراييل از يكي دو سال پيش آغاز و تشديد شده است. حزب AKP براي جذب آراي اسلام گرايان در داخل و جلوگيري از ريزش اين آرا به سبد ساير احزاب اسلام گرا و در رأس آنها حزب در حال اوج گيري سعادت (كه به بازگشت غير مستقيم اربكان به عرصه سياست تركيه تعبير مي شود) نياز مند آن است كه مواضعي تند عليه اسراييل و اقدامات آن اتخاذ كند، اما شاهد آن هستيم آنكارا علاوه بر اتخاذ مواضع لفظي تند عليه تل آويو، در عمل هم در حال كاستن از سطح و ميزان همكاري هاي نظامي و دفاعي با اسراييل است و همين امر اين فرض را تقويت مي كند كه تحول در روابط دو طرف يك حالت نمايشي و كنترل شده براي جلب افكار عمومي داخلي را ندارد.
دهه 1990 را بدون ترديد بايد سخت ترين دوران سياست خارجي تركيه دانست كه بواسطه فوت مرحوم اوزال و ظهور سندروم حزب مام ميهن و تشديد رقابت هاي داخلي احزاب و ناتواني آنها در جلب آراي لازم براي تشكيل يك ائتلاف قدرتمند، تشديد شد. قرارداد همكاري استراتژيك ميان تركيه و اسراييل در سال 1997 و در اوج بي ثباتي هاي داخلي در تركيه رخ داد، قراردادي كه به نخست وزير اسلام گراي آن زمان پرفسور نجم الدين اربكان تحميل شد كه بعد از اين جريان بواسطه كودتاي سفيد 27 فوريه 1997 كماليست ها كنار گذاشته شد. اين دهه مقارن شد با اوج گيري تنش در روابط تركيه و سوره بخاطر مسأله عبدالله اوجالان، تنش تركيه با ايران بر سر مسئله اسلام گرايي و گروه پ. ك. ك، ادامه بحران در روابط تركيه با يونان بر سر قبرس و جزاير درياي اژه، تنش در روابط تركيه با كردهاي عراق، طرح موضوع كشتار ارامنه از سوي ارمنستان با حمايت يونان و ساير مسيحيان ارتدوكس و دهها مسأله ديگر در روابط تركيه با همسايگان و جهان. در چنين شرايطي برداشت غالب در تركيه احساس انزواي روزافزون اين كشور در منطقه بود ضمن اينكه اتحاديه اروپايي هم علايم روشني در مورد پذيرش عضويت تركيه صادر نمي كرد. در چنين فضايي آنكارا به نوعي احساس مشترك با تل آويو در مورد انزوا در منطقه رسيد، احساسي كه آثار عملي خود را داشت. مهم ترين انگيزه تركيه از نزديكي به اسراييل در ده 1990 مقابله با تهديدات منطقه اي بود. تهديداتي كه تا حدي ريشه در عملكرد كماليست ها در سياست خارجي تركيه داشت. هر چند مرحوم اجويت ابتكارهايي را براي كاهش تنش با همسايگان و روسيه آغاز كرد، اما بحران اقتصادي و بي ثباتي داخلي مانع از آن شد سياست اصلاحات وي ادامه پيدا كند. با وقوع حادثه 11 سپتامبر و طرح موضوع مبارزه با تروريسم، استراتژيست هاي اسراييل به اين نتيجه رسيدند زمينه همكاري مشترك آنكارا – تل آويو بيشتر از گذشته فراهم شده است. اين پيش بيني به واقعيت نپيوست. حزب عدالت و توسعه با پيروزي خيره كننده در انتخابات پارلماني نوامبر 2002 شروع به تنش زدايي با همسايگان نمود و همزمان نيز در سطح داخلي اصلاحات سياسي جهت برآورده كردن معيارهاي كپنهاگ به منظور عضويت در اتحاديه اروپايي را آغاز كرد. زلزله يونان در سال 1999 مقدمه تنش زدايي با اين كشور شد. دستگيري عبدالله اوجالان تنش ها را با سوريه كاهش داد و سركار آمدن اسلام گرايان باعث بهبود روابط با ايران شد. نپيوستن به حمله آمريكا به عراق هم تصوير تركيه را در جهان عرب ترميم كرد. تلاش ها براي حل مسأله قبرس و نيز كشتار ارامنه آغاز شد و با روي كار آمدن احمد داوود اوغلو تز وي در مورد صفر كردن مشكلات با همسايگان از پشت پرده به روي صحنه سياست خارجي تركيه منتقل شد. او البته نيم نگاهي هم به ميراث عثماني دارد و معتقد است تركيه بعنوان وارث عثماني بايد از كشورهايي كه سابقاً جزو عثماني بودند حمايت كند.
به اين ترتيب تنش هاي تركيه با همسايگان خود به حداقل رسيد و احساس انزواي آنكارا در منطقه تا حد بسيار زيادي از بين رفت. در چنين شرايطي تركيه احساس مي كند نياز چنداني به تل آويو براي خروج از انزوا يا مقابله با سوريه و ايران ندارد. به تعبيري بهره وري تل آويو در سياست خارجي تركيه بواسطه اجراي سياست صفر كردن مشكلات بصورت محسوس كاهش يافته است. لذا تعجبي ندارد كه اردوغان در اجلاس داووس به عملكرد اسراييل در حضور رئيس جمهور آن اعتراض مي كند. البته حمله اسراييل به غزه و رد ميانجي گري آنكارا در مذاكرات صلح سوريه با اسراييل از سوي تل آويو آثار منفي بر ذهنيت رهبران AKP داشت، اما به نظر مي رسد تغيير شرايط منطقه و كاهش نياز تركيه به اسراييل مؤثرتر از اين ذهنيت منفي رهبران حزب عدالت و توسعه است. اگر چنين تحليلي قرين صحت باشد نبايد انتظار داشته باشيم روابط دو طرف به ماه عسل نيمه دوم دهه 1990 برگردد. هرچند معناي اين گفته قطع روابط ميان دو طرف نيست.
|